X
تبلیغات
رایتل

لاله بیست و هفت

تاریخ : یکشنبه 2 فروردین‌ماه سال 1394 در ساعت 20:42

ناظم تو میکروفون پرسید :کی میدونه پایتخت امریکا کجاست؟ داد زدیم : واشینگتون
گفت یه مرگ بر امریکایی بگین که تو واشینگتون بشنون. ماهم یه داد زدیم که فتق و حلقمون پاره شد. 
ناظم پرسید کی میدونه حرم اقا اما حسین کجاس؟ داد کشیدیم : کربلا گفت : حالا یه صلوات بفرستستین که اقا تو کربلا بشنون
ماهم یه فریاد کشیدیم که نزدیک بود قالب تهی کنیم.
گذشت اون روزا، خیلی طول کشید که بفهمیم لس انجلس تاریخ سینماست ، نیو اورلئان مهد موسیقیه ، نیویورک مهد درس و اقتصاد .
یاد گرفتیم باید از اون همسایه ای که ساعت هفت صبح با صدای عربدمون بیدارشون کردیم عذر بخوایم.یاد گرفتیم به هر کس و ناکسی نگیم مرگ بر تو، ولی نفهمیدیم تو واشنگتن و کربلا شنیدن صدامونو؟! واشنگتنیا فهمیدن چیزی تو دل این بچه ١١ساله نبوده؟
چرا فکر نکردیم به جای این حرفا که داد بزنیم:
مرگ بر بیسوادی! مرگ بر عقب افتادگی! مرگ بر گشنگی! مرگ بر خونریزیو دشمنی! مرگ بر اونی که به جای عشق به ما یاد داد : مرگ
هیچگاه درک نکردم ،چرا کافری که بیمار میشود ،دچار عذاب الهی شده و مسلمانی که بیمار میشود، دچار آزمون الهی ..! مرض که یکیست ! شاید تفاوت در نگرش انسانهاست ...
جهل نرمترین بالشی است که انسان می تواند سرخود را بگذارد وبخوابد..

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد