X
تبلیغات
رایتل

لاله نود و پنج

تاریخ : شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1395 در ساعت 00:29

همه زخم هایمان از عشق است

ما حواهای سرگردان این بیابان زمینی وقتی عاشق میشویم وقتی مردی را همه جوره می پرستیم روحمان جسممان و وجودمان را به او می بخشیم همیشه مسیر مشخصی برای جاده عشقمان است:


اگر خیلی خوش شانس باشیم و ان مرد عاشقمان باشد عشق میشود برایش ابزار کنترل ما جزو مایملک زندگیش میشو یم مثل یک عروسک زیبا اختیارمان را دارد برایمان تصمیم میگیرد ما را هدایت میکند و حتی اگر به زنی هم توجه نکند با شوخی هایش و توجه مسخره اش به یک هنرپیشه معمولی یک سریال بیخود تلویزیونی حس حسادتمان را تحریک میکند و گاهی حتی اشکمان را در می اورد که مبادا کاری کنی یا حرفی بزنی که مرا از دست بدهی و از بهشت مانند مادرت رانده شوی وراه و رسم این عاشقی منتهی میشود به زنانی بی اعتمادبه نفس بی قدرت" غمگین" تحقیر شده" ترسان "وابسته" تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده


اگر هم عاشقمان نباشد,ولی باز هم کنارمان بماند هرکاری بکنیم هر عشقی نثار کنیم باز برایش کم است مارا عشقمانرا.. فداکاریهایمان را نمی بیند یا نمی خواهد ببیند و چنان بعد از مدتی و با چنان سرعتی تمام مرغهای همسایه برایش غاز میشوند و مورد توجه و نگاهش که برای خودش هم تعجب انگیز است و انوقت است که در نهایت بهت زدگی از خودمان میپرسیم که بقیه زنها چه دارند که من ندارم در صورتیکه میدانیم و خودش هم می داند تنها زنی که عاشقانه بی عشق های مردش را تاب می اورد هیچ کس نمی تواند بی دریغ به او عشق بدهد به زندگیش معنی بدهد و ارامش را به روح اشفته اش 

و اگر اصلا ما را نخواهد که کلاهمان پس معرکه است خیلی خوش شانس باشیم مردانه حرف دلش را به ما می زندومی گوید ما را نمی خواهد و می رودو دلمان را تکه تکه می کند  ولی معمولا این اتفاق نمی افتد وتقریباهمیشه در اب نمک نگهداری میشویم برای روز مبادا و بعنوان یک تجربه  و سعی می کند که مارا از دست ندهد و با ما جوری رفتار میکند که خودمان خودمان را قانع می کنیم که اگر دوستم نداشت این همه مدت نمی ماند ولی ته دلمان می دانیمکه ،او بخاطر خودش باما مانده وما با توجه ومحبتی که به او میکنیم احساس دوست داشتنی بودن به او میدهیم،غرورش را ارضا میکنیم باعث رشد عزت نفسش میشویم، پس چرا مارانگه ندارد....

همیشه فکر می کنم که هم خدا هم شیطان عاشق حوا شدند اولی منع کردن و قانون نخوردن سیب را با عشق به حوا داد و دومی جسارت نافرمانی کردن وشکستن همان قانون راو خریدن اوارگی ابدی ...کاش هر دو انها به جای کیفر جسارت حوا و راندنش از بهشت عاشقانه ودادن اوارگی احساسی همیشگی به او محبت می کردند در اغوشش می گرفتند تا از ازل تا ابد... تا همیشه ...همه حواها در ذهنشان نهادینه نشود که همه زخم هایشان از عشق است و و در هر صورتی عشق زخم می زند پس با درد با زخم بازجر خو بگیر و از عشقت لذت ببر.... ....

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد