X
تبلیغات
رایتل

لاله سیاه

Black Tulip

لاله هشتاد

یادم میاد اون موقع ها که نماینده علمی بودم و پزشکهای شیراز رو ویزیت میکردم همیشه جوری برنامه ریزی میکردم که یکی دوهفته مونده به اخر سال شیراز باشم عاشق هوای بهاری و بوی مست کننده  بهار در کوچه کوچه شیراز بودم ازخواجه عاشق شیراز و سعدی جانم که از مزارش همیشه بوی عشق میادو دروازه قران با نورهای هزار و یک شبش که بگذریم دو جا بود که توی اسفند برای من مظهر شادابی و سر زندگی و عشق بود :

یکی بازارچه انقلاب روبروی هتل هما و دومی خیابونهای شلوغ و پلوغ چهارراه سینما سعدی 

بازارچه انقلاب پر از رنگ بود سبزه شمعهای جورواجوررنگی و تخم مرغهای شاد وسایل تزیین سفره هفت سین و گلها و میوهای مصنوعی و ماهی های قرمز...بازارچه ای جادویی  پراز رنگ پر از شادی پر از عشق و از همه بهتر که مغازه های داخل پاساژ دی وی دی و سی دی فروشی هایی بودند که از قدیم تا جدید هر فیلم و سریالی که می خواستی داشتند بازارچه یعنی فصل های جدید سریالlost  یاPrison Break و فیلم های فوق العاده ای مثل PerfumeوShakespeare in Love ...دنیایی داستان و وهم و خیال وموسقی و تصویر با سرمستی و ذوق عید و تعطیلی و خوشی 

و وقتی ویزیتهای عصر دکترها و داروخانه ها تموم میشد گشت گذار تو چهارراه سینما سعدی و ازدحام مردمی که سرشار از انرژی سال نو بودند میچرخیدند خرید میکردند چونه میزدند منو رو به این باور میرسوند که زندگی مثل موج دریا تو این مردم با هر سطح درامدی موج میزنه و من مثل قطره ای تو این دریا گم میشدم و تو امواج مردم میچرخیدم و زندگی رو نفس میکشیدم  

حدود ساعت یازده شب با یه تاکسی گشتی میزدی تو کوچه باغهای قصر الدشت و معالی آباد و روحت با باد خنک نیمه شب بهاری شیراز زنده میشدو با با تمام وجودت حس میکردی که ...صبا به تهنیت پیر می فروش امد

این روزها دلم بیشتر ازهروقت دیگه ای شیراز می خواد.. همه شیرازرو ..خصوصاگشت زدن تو بازارچه انقلاب و چهارراه سینما سعدی و دلت برای همه اون چیزها ی که حتی یه روز فکرشو هم نمیکردی  تنگ میشه...  دلتنگ میشی برای بالاوپایین  رفتن از پله های شلوغ درمانگاه مطهری بیمارستان نمازی و ویزیت دکترهای نه چندان صمیمی ...بوی همبرهای ارزون قیمت اول بیست متری سینما سعدی ....طعم جادویی فالوده های بابابستنی ...آب انارهای ملس سرکوچه چهارم خیابون ملا صدرا ...و اینکه کاش میشد یه بار دیگه شیراز رو تو اسفند ببینی و نفس بکشی ....

تاریخ ارسال: چهارشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 01:34 ق.ظ | نویسنده: kamelia | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد