(هانیه توسلی): فکر کنم ایراد از منه. گدایی هم یه جور عشقه. گدایی عشق که از همش بدتر. وقتی فکر می کنم، می بینم به همه چی پشت پا زدم و زندگی مو گذاشتم سر یه قراری که... تو می گی من سبک شدم؟
استاد (مهدی احمدی): خب... عشق آدمو سبک می کنه، ولی سبک نمی کنه.
رویا: نمی فهمم چی می گی.
استاد: عشق باعث شده تو بابت یک کلمه حرف، یه سال صبر کنی و وقتش که شد به همه چی پشت پا بزنی و بیای این جا. فقط آدمی که
عشق سبکش کرده باشه می تونه همچی کاری بکنه. ولی وقتی می گی سبک شدی، منظورت اینه که خودتو پایین آوردی، اگه اون هیچ وقت نیاد، عشقش کاری کرده که تو پر در بیاری و یه کارایی بکنی که تا حالا هیچ وقت فکرشم نکردی. اگه منظورت از سبک شدن بالا رفتنه، سبک شدی. ولی اگه منظورت از سبک شدن، کوچیک شدنه، عاشق هر چی کوچک تر بشه، بالاتر می ره.
رویا: فکر نمی کنی همه این حرف ها تو ادبیات قشنگه؟ زندگی با ادبیات فرق داره.
استاد: همه این حرف ها واسه اینه که زندگی یه خورده شبیه ادبیات بشه!
شبهای روشن-1381
فرزاد موتمن
؛ هیچ پدیده ای به اندازهء دین اخلاق جامعه را به زوال نمی کشاند. چون دین رعایت اخلاق را به تکلیف دینی مبدل می کند و این بزرگترین ضربهء دین به اخلاق است. به عبارت دیگر؛ به جای اینکه دین در چهارچوب اخلاق باشد، اخلاق تحت تاثیر دین قرار می گیرد و اخلاق دینی را جایگزین می کند که گاهی می تواند هیچ شباهتی به اصول اخلاقی پذیرفته شده در جامعه جهانی نداشته باشد. به همین خاطر تعجبی باقی نمی ماند وقتی ‘برتراند راسل’ می گوید: “بسیاری از این باورها واعتقادات مذهبی، درست دشمن اخلاق بوده اند.”
در نتیجه می بینیم که درمحیط های مذهبی بیشتر از هر جایی، اعمال و رفتار ضد اخلاق رخ می دهد. دراخلاق دینی؛ یک شخص بخاطر خدای دینش به انسان های دیگر ارج می نهد و اگر دین بگوید کافر (کسی که به آن دین باوری ندارد، حال باورمند دین دگر یا حتی یک خداناباور) ارزش و حرمتی ندارد، فرد به راحتی برای انسان های کافر خطرساز می شود.
جامعه شناسی در نهایت هدف از این متن این است که بیان کند با وجود اینکه هر انسانی پتانسیل افراطی شدن را دارد، اما دینداران بخاطر بینش خاص شان می توانند در این افراط گری گوی سبقت را بربایند، مگر اینکه انتقاد وانعطاف را بر باورهای خود پذیرا باشند وعقل و اخلاق را مقدم بر دین و ایمان قرار بدهد. در این صورت است که توانایی این را دارند که نظرهای مخالف را امری عادی درجامعه تلقی کنند و به خود فرصت فکر کردن خارج از هر تابو و چهارچوبی را می دهند تا بتوانند یک قضاوت عقلانی داشته باشند.
تحلیل مقاله ای از فروید
بهتر از شراب چیزی نداریم
ابوالعینا گفت: من و سفیر روم نزد متوکل بودیم. شراب آوردند. سفیر گفت: چگونه است که شراب و گوشت خوک بر شما حرام شده است و شما شراب می آشامید ولی گوشت خوک نمی خورید؟ گفتم: چون ما بهتر از گوشت خوک، گوشت بره را داریم و آن را می خوریم، اما بهتر از شراب چیزی نداریم که جای آن بگذاریم، به همین دلیل چاره ای جز نوشیدن آن نداریم.
ممانعت بی دلیل از شراب!
بشر مریسی از مشاهیر متکلمین گفت: پیش دوستم رفتم و گفتم بگو برایم شراب بیاورند. گفت: می ترسم گناه کنی. بعد از چند لحظه ای گفت شراب آوردند. گفتم: به چه علت از ابتدا نگفتی شراب بیاورند؟ گفت: اول فکر کردم ممکن است شراب بخوری و عقل ات از کار بیافتد، بعد کمی فکر کردم دیدم عقلی نداری که از کار بیافتد، گفتم پس چرا بیخود مانع شوم.
سه باره حرام شود
به ابونواس گفتند: شراب می خوری؟ گفت: آری! اگر با پول خوک دزدیده شده خریده باشند هم می خورم که سه باره حرام باشد.
... از اصــــــول معتبر زندگی لنی این بود که هر وقت با چیزی مخــــــالف
بود بگوید موافقــــــم. چون کسانی که عقاید احمقانه شان را ابراز میکنند
اغلب بسیار حساسند. هــــــــــــر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر
باید
با او مخالفت کرد. باگ میگفت حمــــــــــــاقت بزرگ ترین نیروی
روحانی تمامِ تاریخ بشر است. میگفت باید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد،
چون همه جور معجزه ای از آن ساخته ست...!
جادوی ادبیات