لاله سیاه

لاله سیاه

Black Tulip
لاله سیاه

لاله سیاه

Black Tulip

لاله صدو هشتم

وقتی دلت می شکند و احساس تنهایی می کنی تمام وجودت پراز حفره می شود وحفره های خالی درد دارند.بیشتر آدمها این درد را در قلبشان احساس می کنند، درد من اما درست درجایی است که هر زنی آن درد و ان دلتنگی را انکار می کند آنهم اینست که وقتی به عشق بازی با کسی عادت می کنم  دهانه ی رحمم برایش دلتنگ می شود. انگار جای خالی اش را تاب نمی آورد ومی خواهد پر شود. دردش اول تیز است و بعد تیر می کشد و بعد درد گنگی می شود که تا مدتها قبل از محو شدن اینجا و آنجا حسش می کنم . جنس این درد از شهوت نیست . اگر خود ارضایی کنم، آخرش، اشکم سرازیر می شود و می افتم به زار زدن و ترکیب ارگاسم و اشک و تنهایی ترسناک تر از آنی است که بتوانم تحمل کنم..

حفره های خالی درد دارند، مخصوصا اگر در دهانه ی رحم باشند. برای اینکه فقط یک مرد می توانددهانه ی رحم یک زن را نوازش کند  و آن مرد دیگر نیست.البته مردهای دیگر هستند اما آن دیگری که از راه می رسد مثل آن یکی نمی خندد ، مثل او با روح تو آشنا نیست ، مثل او تو را نوازش نمی کند و وقتی برای اولین بار به خودت راهش می دهی بیهوده دنبال بو و لمس آن دیگری می گردی ، برای این که هیچ کس نمی تواند جای آن که تو دلتنگش هستی را پر کند. راستش  دیگر حتی  خود او هم نمی تواند جای خودش را پر کند. این را وقتی می فهمی که التماسش می کنی و برش می گردانی، آن وقت می بینی که چیزی سر جای خودش نیست. چیزی تغییر کرده و دیگر هرگز مثل روز اولش نخواهد شد. اگر او هم همان آدم قبلی باشد آن حفره ی خالی  دیگر مثل گذشته نیست.

 حفره ها فراموش نمی شوند، درد بعدتر دیر یا زود محو می شود اما جای حفره همیشه باقی می ماند. بعضی ها از حفره هایشان خجالت می کشند و سعی می کنند آنها را پر کنند ، بعضی ها الکی به حفره هایشان افتخار می کنند. بعضی ها افسوس می خورند که چرا روزگار سطوح صاف و صیقلی شان را حفره حفره کرده. بعضی ها از حفره ها آبله رو  و زشت شده اند، بعضی ها با حفره هایشان زیبا ترند.بعضی ها که من دوست دارم کیمیاگر بنامم، انقدر حفره هایشان را حفر کرده اند که به چاه نفت رسیده اند. به تعداد آدمها واکنش نسبت به درد حفره های خالی وجود دارد، بعضی ها از دردش مچاله می شوند و دیگر اجازه نمی دهند هیچ کس حتی بهشان نزدیک شود. بعضی ها سعی می کنند بلافاصله جای حفره ها را با یک نفر دیگر پر کنند.بعضی ها لج می کنند و جای یک نفر را با  چند نفر پر می کنند و  خودشان  را گیج می کنند. بعضی هم از درد پلکانی می سازند وآن را با یک مفهوم عالی تر مثل شعر و هنر و یا حتی خدا پر می کنند.

کارلوس کاستاندا جایی می گوید که هر آدمی ، هر همآغوشی ؛ هر بار نزدیکی در روح آدم حفره ای  می سازد. من اما فکر می  کنم که این حفره ها در روح ما همیشه هستند. کاری که آدم ها با ما می کنند تنها نشان دادن این حفره ها به ماست. ما همیشه به آدمهایی نزدیک می شویم که قسمتی از حفره های وجود مان را به ما نشان می دهند. همان جاهایی که ما در آن کمبود داریم؛ همان قسمتهای تاریک و مرموزی که نمی خواهیم ببینیم ، همان چاله چوله های روان مان که هر از گاهی توش می افتیم.هر آدمی  که حفره ای  را نشان می دهد و می رود، انگشتی است که ماه را نشانه می رود. ما بیهوده به انگشت خیره ایم ، آن بالا تر ماه  با همه ی حفره هایش؛ به زیبایی در آسمان می درخشد.

لاله صدو هفتم

باید باشی
حالا که دو ماه تا اخر سال مانده باید باشی، حالا که تحریم ها سخت تر می شوند گرانی و فقر و ظلم و بی عدالتی بیداد میکند، حداقل تحریم های نبودنت باید برداشته شود
تو باید باشی در این روزها که خستگی و ناامیدی و شکست در ذهنم جولان میدهد باید باشی حالا که پاهایم امشب از سرما یخ می زند و انگار که دلم را در کوره ای انداخته اند در حال ذوب ..... هوا آلوده می شود ، هوا پاک میشود، باران می اید...برف می آید... باید باشی در این حال و هوای غریب شهر
حالا که دوست های دیروز ، غریبه های امروزند و زخم ها عمیق تر و کهنه تر ...برای نجات من از من , برای تسکین دردهای قدیمی باید باشی.
این روزها تحمل بدی آدم ها سخت شده درک نمی کنند و درکشان می کنم عصبانی می کنند و من خشمم رو فرو میدهم در این گرداب بی درکی که مجبورم خشمم را غورت دهم و تحمل میکنم باید باشی
وقتی برای کارهای ناتمام می دوم وقتی که ازکسی که فکرش را هم نمی کردم رو دست می خورم، وقتی برای کسی کیلومتر ها قدم برمیدارم و او خودش در نهایت یک چاه می شود سر راهم باید باشی
برای اینکه یادم بندازی که چقدر قوی هستم
باید باشی که بگویی من می توانم همه چیز را بهتر کنم و نیازی به هیچ معجزه ای نیست که خودم برای هر تغییری کافی هستم باید باشی و برایم بگویی که برای هیچ چیزی دیر نشده و من برای هر کار و هر چیری زمان دارم
میدانی من به تو نیاز دارم نیاز دارم که تو به من بگویی شکست نشانه پیروزی است حتی باید بگویی اشکالی ندارد که گاهگاهی اشتباهات فاحش می کنم و به معنای واقعی گند می زنم به خودم، به همه چیز و آنوقت بگویی که همه اشتباه می کنند همه گند می زنند و من هم یک انسانم مثل همه چند میلیارد انسان دیگر ... نه فرشته هستم و نه خدا و نه الهه ای باستانی که همیشه همه چیزم درست و روی روال باشد
باید به من بگویی که اینکه خیلی خودم هستم و به شیوه خودم زندگی می کنم بهترین اتفاق دنیاست و اصلا اهمیتی ندارد که قضاوتم کنند و پشت سرم بد گویی کنند
باید به من بگویی که با صدای بلند به خودم بگویم عیبی ندارد همه چیز حل می شود باید به خودم شانس دیگری بدهم وهر دفعه به این فکر کنم که ایندفعه ماجرا جور دیگری تمام می شود و من دیگر تنها و ترسان و اندوهگین نیستم
مرا به خودم وا مگذار… مرا تنها رها نکن …که اونوقت یادم می رود زندگی چیزی باید بیشتر از دوام آوردن باشد
مرا کی صبر فردای تو باشد
خوشست اندر سر دیوانه سودا
بشرط آنکه سودای تو باشد …..

لاله صدو ششم

 در  سریال شوگان  وقنی آنجین یا همان  مرد انگلیسی از ماریکو  سوال می کند که چطور زنی که به تازگی شوهر و بچه کوچکش را ازدست داده هیچ نشانی از غم و اندوه و یا نشانی ازیک  بیوه سوگوار ندارد ماریکوToda Marikoحصارهفت لایه را تعریف می کند.

 

((چیزی که از زمان بچگی به ما یاد می دهند که در درون خودمان بسازیم یک دیوار غیرقابل نفوذ که می توانیم هروقت که نیاز بودد پشت آن پنهان شویم باید خودت را تمرین دهی که گوش کنی بدون آنکه چیزی بشنوی برای مثال می توانی صدای سقوط یک شکوفه یا صدای رشد سنگ ها را گوش کنی و اگر واقعا گوش کنی وضعیت فعلی ات محو می شود و می توانی پشت این دیوار از خیلی چیزهای دور باشی تنها و درامان باشی))

 

چه در سال 1600 میلادی  درنابسامانی سیاسی و جنگ های سامورایی ها در بین اربابان  ژاپنی باشی و یا درسال 2023 در  ایران با هزار مشکل اقتصادی فرهنگی آزادی بیان و پوشش و هزار غم و دردی که هر روز بر سرت آوار میشود 

 فرقی نمی کند می خواهم بگویم ما هم الان در این شرایط بهم ریخته و نابسامان و سخت مثل ماریکو  واقعا به حصار هفت لایه احتیاج داریم حصاری که در پشت دیوار غیر قابل نفوذش صدای پرنده ها صدای باد در گندمزار صدای ابرها و صدای تخته سنگهایی که این روزها باگلها و گیاهان خود رو سبز مخملی هستند را بشنویم تا بتونیم وضعیت فعلی امان رامحو کنیم برای لحظه ای ظلم بیداد و نابرابری و فقر رادر پشت دیوار بگذاریم تا دوام بیاوریم تا پس از تمامی نا امیدی ها دوباره با امید زندگی کنیم مبارزه کنیم انسان باشیم و انسان بمانیم  و به فردا فرداهای روشن باور داشته باشیم 

لاله صدو پنجم


برای تمام زنان شمالی که در شالیزارهای برنج و مزارع چای کار میکنند، وجین می کنند و بوی برنج و چای که بوی خوشبختی است به همه هدیه می دهند زنانی که در باغهای پرتقال و نارنج می کارند و می رقصند و می خوانند 

برای تمام زنانی که در کاشان در عطر گل سرخ غرق می شوند و بهترین عرق خوشبوی دنیا درست میکنند 

برای زنان قالیباف ( یزد و اصفهان و کرمان و تبریزو...)که نقش زندگی  می زنند برقالی ...قالی نمی بافند عشق می بافند شعر می بافند و روح زیبایی را به جهان هدیه می کنند 

برای گبه بافان زاگراس برای زنان بختیاری برای #ماه_منیر هایی که با شجاعت و رشادت عاشق می شوند می جنگند  شانه به شانه مردانشان برای عدالت و درستی  ...برای انهای که می دانند سووشون چیست و با قلبی عاشق مثل ماه منیر سوگ سیاوشان را به دوش می کشند 

برای تمام زنان  جنوب برای آنهایی که با نوای بهشنی نی انبان خرما پزان را جشن می گیرند و با دنیایی هزار رنگ لباسهای بندریشان به این دنیایی بی روح و ساکت ما رنگ می پاشند 

برای خراسان بزرگ مهد حماسه و پهلوانی #فردوسی_بزرگ ،برای شهری که زنانش سمبلی از مقاومت دلیری دادگری به نام #بانو_سپهری 

دارد 

و برای تمام زنان مظلوم سیستان و بلوچستان برای مقاومت بی نظیرشان در برابر سرما ،گرما ،طوفان ،شن ،سیل ،زلزله، برای تمام سوزن دوزی های که در کمال زیبایی روح را به پرواز در میاورند و برای مادرانی که #خدانورها که خداهای شادی و رقص و مقاومت است به ایران هدیه دادند ومی دهند

و برای همه دختر ها و زنهای که این روزها برای رها شدن گیسوانشان در باد مبارزه میکنند برای همه آنهایی که مادران دادخواهند

 برای تمام دخترکان زیبا و زنان جسوری که در خیابان‌های ایران که پراست از از اشموغ ها و نماینده های سیاه تاریکی نمی ترسند و به یاد #مهساامینی هر روز با امید و ارزو و تلاش برای ایران آزاد و رهامبارزه می کنند و هرگز هرگز هرگز  ناامید نمی شوند 

روز جهانی زن بر تمامی زنان معلم , کارگر ،کشاورز، هنرمند، توانا در خانه و در محل کار ،مادر،مبارز ،نویسنده ،فهمیم ،فرزانه، کتابخوان  و مستقل از هر بند ذلت و حقارت ،مبارک و خجسته باد 

#زن_زندگی_آزادی 

#happyinternationalwomensday 

#روز_جهانی_زن 

#8thmarchwomensday


لاله صد وچهارم

یکی باید باشد؛ که در آن چند های پایانی ِ شب که داری توی گودال تنگ و تاریکِ تنهایی ات هی فرو می روی و غرق می شوی ،در خودت، کم می شوی از خودت .. صدایت کند .. اسم کوچکت را طوری صدا کند که هیچ کس دیگری نتواند آن طور تو را، تلفظ کند .. هیچ کس دیگری بلد نباشد تو را آن طور، صدا کند .. که برگردی .. که دست هات را به دیوار ها بگیری و ایمان بیاوری به صبح هایی که بهترند .. یکی باید باشد .. باشد که؛ خیالت راحت باشد همیشه هست .. وقت هایی که دیگران نیستند ... وقت هایی که حتی خودت را هم کم داری .. یکی که بشود دوستش داشت ،که بشود برایش شعر گفت و به خاطرش شاعر شد.
یکی که که زیر عکسهایش متن عاشقانه نوشت و برایش با این محدودیت اینترنت و vpn های که مدام قطع می شوند با حوصله برایش واتس اپ کرد یکی که برایش دیوانه شد و دیوانگی کرد…
.... یکی باید باشد که صدایت کند که فریادت بزند در زمانی که در سکوت و تنهایی در حال غرق شدنی .. یکی که حتی مردن در صدای او عین زندگی باشد …
یک روز بـه شـیـدایـی در زلـف تـو آویزم
زان دو لـب شـیـرینت صـد شور برانگیزم