X
تبلیغات

لاله سیاه

Black Tulip

دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:48 ب.ظ

لاله۱۶

هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!
حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد
سید علی صالحی
Photo: ‎هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!
حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد
سید علی صالحی‎

جمعه 8 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:42 ب.ظ

لاله ۱۵

درد

فقط باید تحملش کرد

و امیدوار بود که خودش از بین بره

و امیدوار بود که زخمی که باعث اش شده خوب بشه

هیچ راه حلی نیست

هیچ جواب ساده ای نیست

آدم فقط نفس عمیق می کشه

و صبر میکنه تا فروکش کنه

بیشتر وقتها درد رو میشه کنترل کرد

اما بعضی وقتها درد وقتی

میاد سراغت که اصلا انتظارشو نداری

می خوره به همه وجودت و بالا هم نمیاد

درد ... فقط باید باهاش جنگید

چون حقیقت اینه که نمیتونی ازش فرارکنی

و زندگی همیشه بیشترشو میسازه

مردیت گری

Gerys Anatomy


دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1391 ساعت 08:54 ب.ظ

لاله ۱۴

پازلها انواع و اقسام مختلف دارند بعضی ها تصاویر معمولی اند با قطعات بزرگ معمولا فقط برای بازیند ووقتی بهم می ریزند سریع درست میشوند و خیلی با ارزش نیستند

بعضی ها هم تصاویر زیبایی هستند با قطعات کوچک وزیاد اینها معمولا قابهای گرانقیمتی میشوند و به دیوار نصب میشوند اگر بهم بریزند به راحتی هم درست نمیشوند

مردها هم مثل پازلها هستند بعضی ها قطعات بزرگند با تصویری بسیار بسیار معمولی

اگر تصویرشان بهم بریزد سریع درست میشود و خیلی هم تاثیری در ذهن و زندگی ما نمیگزارند.

و بعضی ها تصاویر زیبایی هستند با تعداد زیادی قطعه کوچک که تصاویرفوق العاده ای را می سازند که در ذهن رسوب میکنند مجذوبت میکنند برایشان قابهای گرانقیمتی می گیریم و روی دیوار زندگیمان نصبش می کنیم و از نگاه کردن لمس کردن و بودن در کنارشان احساس فوق العاده ای داریم

مردهای دسته دوم اگر بر اثر لرزه ای یا تکانی از سرجایشان تکان بخورند یا دستی انهارا از دیوار زندگیمان جدا کند تصویر زیبایشان بهم می ریزد اگر شانس بیاوریم فقط تصویر زیباییشان را از دست میدهیم و برایمان تبدیل به یه کابوس دهشتناک نمی شوند

گاه اینقدر عاشقیم که با صبر با حوصله دوباره قطعات پازل را کنار هم می گذاریم شاید بتوانیم تصویر اولیه را بسازیم و دوباره به دیوار زندگیمان نصبش کنیم

و گاه با تمام عشقی که داریم دیگر نمی توانیم پازل را درست کنیم  قطعات پازل گم می شوند و دیگر نمی توانی تصویر رویایی زیبایت را درست کنی رویاییت عشقت و تمام انرژیت را گم میکنی و حالا تصویری از یک پازل ناقص و زشت داری که نه تنها به درد نصب روی دیوار زندگیت نمی خورد بلکه ارزش گذاشتن در انباری خانه در کنار کهنه های که شاید به کار بیاید را ندارد باید کنار در بماند تا رفتگر ببرد یا اینکه آدمی که با یک تصویر زشت و بی قواره احساس خوشحالی می کند آنرا بردارد و برای همیشه ببرد 


پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 03:17 ب.ظ

لاله ۱۳


دُردانه ی ِ این شعـــر
یلـــدا را دزدیده ام
از زمستان
پنهان کرده اَم
میان ِ شب ِ طولانی ِ موهایـم 
تا تــو برایم 
ببـــافی اَش 
به خاطرات هزارُ یک شبی که قرار اَست
تــو بشوی " آن تـُـرک ِ شیرازی ... "
دلـــم را ببـــری / با خود به نا کجا آباد
و من بر تــو 
ببخشــم تمـام ِ هستی اَم را !
همین یک امشب را ...
م.د

چهارشنبه 29 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:19 ب.ظ

لاله ۱۳


آسمان

پرواز پرنده ها

و من

که در بین زمین و آسمانم

رهایم

از هرچه هست

از هرچه بود

1 2 3 4 >>